۴/۱۵/۱۳۸۹

گلستان

این همه فریاد پنهانی چو طوفان میشود
کافری بر خرقه ی رذلانه ایمان میشود
گندم از سیب گناهان خدایان فریب
قطره ای میگردد و دریای کفران میشود
حکم ایمان کذایی دشنه میسازد ز مرگ
عاقبت با خنجری فرسوده ویران میشود
گر بپاشد خون ما بر روی دیوار زمان
نقش سرخ صفحه ای از نام ایران میشود 
گرچه دیوان تو آتش گشته در آیینشان
شعله ی شعر تو باران گلستان میشود