«پرچم» ایران
توی سینه ی وجود من یه سایه ی غمه
توی چهره ی تو عشقی شبیه یه پرچمه
چشای سبز تو رنگ زندگی داره برام
تا همیشه تازه هست و تازگی داره برام
رنگ اون سفیدیای صورت مهتاب تو
مثه رویای شبه که شب میاره خواب تو
سرخی لبهای تو شبیه قلب خونمه
نرو از پیش دلم که اینجا حرف جونمه
مثه پرچم می مونه روی شنای ساحلم
صورت تو می مونه طرحی توی بوم دلم...
توی سینه ی وجود من یه سایه ی غمه
توی چهره ی تو عشقی شبیه یه پرچمه
چشای سبز تو رنگ زندگی داره برام
تا همیشه تازه هست و تازگی داره برام
رنگ اون سفیدیای صورت مهتاب تو
مثه رویای شبه که شب میاره خواب تو
سرخی لبهای تو شبیه قلب خونمه
نرو از پیش دلم که اینجا حرف جونمه
مثه پرچم می مونه روی شنای ساحلم
صورت تو می مونه طرحی توی بوم دلم...
