۶/۲۹/۱۳۸۹

روح من

روح من 
آشوب دردستان بود و کفر ماه 
در برابر معبد شب 
غرق روزگار
میان دریایی لبریز از رعد و برق 
و کوههایی برعکس 
و گردبادی از سنگ و شیشه
در میان چشم توخالی آینه